زمستان که می رسد، خیلی ها حس می کنند بی حوصله تر، غمگین تر و کم انرژی تر شده اند. انگار بدون اتفاق خاصی، حال دل پایین می آید. شاید فکر کنی تقصیر هواست، تاریکی است یا خستگی آخر سال. اما واقعیت این است که گاهی پاسخ این حال بد، درست جلوی چشم ماست؛ داخل همان بشقابی که هر روز می خوریم.
زمستان افسرده ای؟ شاید تقصیر بشقابت است
تصورش سخت است، اما تغذیه در زمستان فقط به وزن یا سلامتی جسم ربط ندارد. بعضی خوراکی ها در این فصل، بی سروصدا روی مغز اثر می گذارند؛ روی ترشح هورمون ها، روی قند خون، و حتی روی کیفیت خواب. نتیجه؟ احساس غم، بی انگیزگی و نوعی خستگی روحی که اسمش را می گذاریم افسردگی زمستانی.
تا به حال دقت کرده ای بعد از بعضی غذاها، انگار ذهنت مه آلود می شود؟ یا بعد از یک وعده سنگین، بی دلیل دلگیر می شوی؟ این تصادفی نیست.
این غذاها حال روحی ات را بدتر می کنند
بعضی خوراکی ها در ظاهر آرامش بخش یا «دل چسب زمستانی» هستند، اما پشت پرده، حال روحی را فرسوده می کنند. مشکل اینجاست که ما معمولاً متهم را جای دیگری می گردیم.
غذاهایی که قند خون را ناگهانی بالا می برند و سریع پایین می آورند، باعث نوسان خلق می شوند. همین بالا و پایین شدن، مغز را خسته و تحریک پذیر می کند. نتیجه می تواند احساس ناگهانی غم، اضطراب یا حتی عصبانیت باشد.
زمستان که تحرک کمتر است، این اثر چند برابر می شود.
رابطه پنهان غذا و حال بد زمستانی
مغز برای شاد ماندن، به تعادل نیاز دارد؛ تعادل قند، چربی، پروتئین و حتی زمان غذا خوردن. وقتی این تعادل به هم می ریزد، مغز اولین جایی است که واکنش نشان می دهد.
در روزهای کوتاه زمستان، بدن به طور طبیعی سروتونین کمتری تولید می کند. حالا اگر تغذیه هم به این کمبود دامن بزند، احساس افسردگی شدیدتر می شود. اینجاست که بعضی غذاها، نقش بنزین روی آتش را بازی می کنند.
خوراکی های شیرین؛ آرامش کوتاه، حال بد طولانی
شیرینی ها، کیک ها، بیسکویت ها و حتی نوشیدنی های به ظاهر ساده، خیلی سریع حال را خوب می کنند. اما این خوب شدن، مثل یک موج کوتاه است.
بعد از جهش قند خون، افت ناگهانی اتفاق می افتد. مغز این افت را به شکل خستگی، بی حوصلگی و حتی غم تجربه می کند. در زمستان، وقتی بدن کمتر نور می گیرد و کمتر حرکت می کند، این چرخه شدیدتر حس می شود.
تا حالا شده بعد از خوردن یک خوراکی شیرین، دلت بخواهد دوباره بخوری؟ این همان چرخه ای است که حال روحی را آرام آرام فرسوده می کند.
غذاهای فوق فرآوری شده؛ دشمنان خاموش حال خوب
سوسیس، کالباس، فست فودها و خوراکی های بسته بندی شده، فقط کالری نیستند. این غذاها پر از افزودنی هایی هستند که روی التهاب بدن اثر می گذارند.
التهاب مزمن، یکی از عوامل پنهان افسردگی زمستانی است. وقتی بدن در حالت التهاب قرار می گیرد، مغز هم پیام های شادمانی را ضعیف تر دریافت می کند. شاید به ظاهر سیر شوی، اما ذهنت خالی تر از قبل شود.
زمستان زمان راحت طلبی است؛ غذاهای آماده وسوسه برانگیزترند، اما اثرشان روی حال روحی، کاملاً واقعی است.
نان سفید و برنج تصفیه شده؛ بی انرژی اما سنگین
خیلی ها در زمستان به غذاهای نانی و برنجی پناه می برند. این غذاها حس سیری و گرما می دهند، اما اگر تصفیه شده باشند، مشکل ساز می شوند.
نان سفید و برنج سفید خیلی سریع تبدیل به قند می شوند. این یعنی همان نوسان قند خون و همان افت خلق. نتیجه اش احساس سنگینی ذهن، خواب آلودگی و بی انگیزگی است.
آیا تا حالا بعد از یک وعده سنگین نانی، احساس غم مبهم کرده ای؟ این فقط خستگی نیست.
کافئین بیش از حد؛ بیداری که افسردگی می آورد
در زمستان، چای و قهوه تبدیل به رفیق همیشگی می شوند. گرما می دهند، بیدار می کنند و حس خوبی دارند. اما زیاده روی در کافئین، داستان را عوض می کند.
کافئین زیاد، خواب شب را مختل می کند؛ حتی اگر فکر کنی خوابت می برد. خواب بی کیفیت یعنی مغزی که فردا توان تنظیم احساسات را ندارد. نتیجه؟ تحریک پذیری، اضطراب و حال بد بی دلیل.
زمستانی که خوابش خراب باشد، افسرده تر از چیزی است که فکر می کنی.
غذاهای خیلی شور؛ خستگی پنهان ذهن
شاید عجیب باشد، اما مصرف زیاد نمک هم می تواند روی حال روحی اثر بگذارد. غذاهای خیلی شور باعث احتباس آب و احساس سنگینی بدن می شوند.
وقتی بدن خسته و سنگین است، ذهن هم سبک و شاد نمی ماند. این خستگی پنهان، در زمستان که انرژی کلی پایین تر است، بیشتر به چشم می آید.
گاهی حال بد، نه غم است و نه اضطراب؛ فقط یک خستگی عمیق و بی نام.
اگر بی دلیل ناراحتی، این لیست را ببین
بعضی وقت ها هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، اما حال خوب نیست. قبل از اینکه خودت را سرزنش کنی یا فکر کنی «مشکل از من است»، نگاهی به تغذیه ات بینداز.
آیا بیشتر روزها با خوراکی های شیرین سر می کنی؟
آیا غذاهای آماده و سریع، بخش بزرگی از وعده هایت شده اند؟
آیا شب ها با چای یا قهوه زیاد به خواب می روی؟
این سؤال ها ساده اند، اما پاسخشان می تواند توضیح دهنده حال این روزهایت باشد.
زمستان، فصل مهربانی با مغز است
مغز در زمستان حساس تر است. نور کمتر، تحرک کمتر و تنهایی بیشتر، همه فشار را بالا می برند. حالا اگر تغذیه هم به جای کمک، فشار اضافه کند، طبیعی است که حال دل دوام نیاورد.

افسردگی زمستانی
این به معنی حذف کامل یا وسواس غذایی نیست. فقط آگاه بودن است. دانستن اینکه بعضی غذاها، مخصوصاً در زمستان، هزینه روحی دارند.
جمع بندی: گاهی حال بد، از بشقاب شروع می شود
افسردگی زمستانی همیشه یک اتفاق ناگهانی یا یک مشکل بزرگ روانی نیست. گاهی آرام و بی صدا، از انتخاب های روزمره شکل می گیرد؛ از همان چیزهایی که هر روز می خوریم.
اگر این روزها بی دلیل ناراحتی، شاید لازم نباشد دنبال پاسخ های پیچیده بگردی. گاهی کافی است بشقابت را با دقت بیشتری نگاه کنی. زمستان سخت است، اما می شود کاری کرد که سخت تر نشود.